برگردان به زبان ساده
در دعوی عشق تو نه آهی، نه فغانی
چون تیغ درین معرکه ماییم و زبانی
هوش مصنوعی: در ادعای عشق تو نه صدایی از ناله و فغان است، ما همچون شمشیر در این میدان، ساکت و بیزبان هستیم.
می آید و دارد ز پی جان اسیران
چین در خم ابرو، چو خدنگی به کمانی
هوش مصنوعی: دختران زیبایی که با ابروهای خمیده و دلربا به دنبال جان دلباختگان میآیند، همچون تیرهایی هستند که از کمان رها میشوند.
خاموش ازان گشته ام از شکوه که دارم
همچون گره ابروی او قفل زبانی
هوش مصنوعی: به خاطر نالیدن و شکایتی که در دل دارم، ساکت شدهام. مانند قفل زبانی که به خاطر گره ابروی او بسته شده است.
سودای گلم نیست، همان به که ازین باغ
چون شمع زنم بر سر خود برگ خزانی
هوش مصنوعی: علاقهای به زیبایی گلها ندارم، بهتر است که همچون شمع، در این باغ بر سر خود ورقهای پاییزی را بسوزانم.
در بادیه گیرد خبر از مجمع طفلان
دیوانه ز هر قافله ی ریگ روانی
هوش مصنوعی: در بیابان، خبر از جمع بچههای دیوانه به هر کاروانی از ریگهای در حال حرکت میرسد.
بر خود چه سلیم از پی هیچ این همه پیچم
مویی شدم از آرزوی موی میانی
هوش مصنوعی: من برای به دست آوردن چیزی که میخواهم، خود را به زحمت میاندازم و در پی آن به پیچیدگیهایی دچار شدهام، شاید به اندازه پیچ خوردن مویی، که به خاطر آرزوی داشتن موی میانی است.