شمارهٔ ۹۲۲
سلیم تهرانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۹۲۲
دارم عیشی به وصل ماهی
پیچیده به شاخ گل، گیاهی
هنگامه ی حسن و عشق گرم است
از ما آهی، ازو نگاهی
از دست غم جهان نداریم
جز کوی جنون گریزگاهی
ای فقر، خوش است کسوت تو
ما را هم ازین نمد، کلاهی!
هرکس دارد طریقی از عشق
افتاده سلیم هم به راهی
شمارهٔ ۹۲۱: با کسی کی میکنم در عشقبازی همرهی
شمارهٔ ۹۲۳: به بزم می کشان لاابالی
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
چکامه
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دارم عیشی به وصل ماهی
پیچیده به شاخ گل، گیاهی
هوش مصنوعی: دارم لذتی از داشتن محبوبی که مانند گل زیبا و دلنشین است.
هنگامه ی حسن و عشق گرم است
از ما آهی، ازو نگاهی
هوش مصنوعی: در زمان عشق و زیبایی، حال و هوای ما پر از احساس است؛ ما تنها یک آه میکشیم و او تنها با یک نگاه پاسخ میدهد.
از دست غم جهان نداریم
جز کوی جنون گریزگاهی
هوش مصنوعی: ما از شدت ناراحتیهای دنیا هیچ پناهگاهی جز دیوانگی نداریم.
ای فقر، خوش است کسوت تو
ما را هم ازین نمد، کلاهی!
هوش مصنوعی: ای فقر، تو برای ما زیبایی و شکوهی به همراه آوردهای که حتی از این سختیها میتوانیم بهرهای ببریم.
هرکس دارد طریقی از عشق
افتاده سلیم هم به راهی
هوش مصنوعی: هر فردی که در جستجوی عشق است، به نوعی در مسیر خاص خود قرار دارد و حتی افرادی که به سلامت و آرامش رسیدهاند نیز در مسیرشان قرار دارند.