برگردان به زبان ساده
خدایا چون مرا در عاشقی ارشاد میدادی
چه میشد اندکم گر بیوفایی یاد میدادی
هوش مصنوعی: ای خدا، اگر در عشق به من راهنمایی میکردی، آیا این خوب نبود که کمی به من یاد میدادی که بیوفایی چه معنا دارد؟
به کارم این گره چون میزدی، ای کاش همچون تیر
سرانگشت مرا هم ناخن فولاد میدادی
هوش مصنوعی: ای کاش وقتی که این گره را به کارم میزدی، مثل تیر، به سرانگشت من هم قدرت و استحکام میدادی.
به هنگام رهایی، عذر بیتابی بخواه ای دل
که گاهی با صفیری زحمت صیاد میدادی
هوش مصنوعی: وقتی که لحظه آزادی از راه میرسد، ای دل فرصت را غنیمت شمار و به خاطر بیتابیهایت عذرخواهی کن، زیرا گاهی اوقات خودت باعث زحمت دیگران میشدی.
به تکلیفم اگر سوی چمن میبردی ای همدم
مرا از ضعف همچون بوی گل بر باد میدادی
هوش مصنوعی: اگر همصحبت من بودی و مرا به سوی باغ میبردی، مانند بوی گل که در باد میریزد، از ضعف خودم خلاصی پیدا میکردم.
زمین گیری سلیم از ضعف پیری، یاد ایامی
که جست و خیز در صحرا به آهو یاد میدادی
هوش مصنوعی: سلیم به خاطر ضعف پیری، دیگر نمیتواند مانند گذشته در صحرا بجهد و آن روزها را به یاد میآورد که چطور به آهوها جهش و دویدن را یاد میداد.