برگردان به زبان ساده
به چهره خنده به گلهای باصفا زدهای
به نغمه طعنه به مرغانِ خوشنوا زدهای
هوش مصنوعی: تو با لبخند بر چهرهات، زیبایی را به گلهای زیبا هدیه دادهای و با نغمهای تلخ، به آواز پرندگان خوشصدا کنایه زدهای.
چو لاله چشم سیاه از خمار داری سرخ
پیاله تا به سحر، دوش در کجا زدهای
هوش مصنوعی: چشمان سیاه تو مانند لالهای است که از حالت مستی سرخی پیاله را به دوش شب میآورد. حالا بگو که شب را کجا سپری کردهای؟
کسی ندیده به اقبال، چون تو صیادی
به هر خدنگ که افکندهای، هما زدهای
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه تو در شکار و موفقیت، مورد توجه نبوده است. هر بار که تیر و قوسی پرتاب کردهای، به هدفی بزرگ دست یافتهای.
به کوی عشق تو از خون گرفتگان دیگر
کسی نمانده، کنون دست بر حنا زدهای
هوش مصنوعی: در خیابان عشق تو، دیگر کسی باقی نمانده که از درد و رنج خود بخواهد، حالا تو در آرامش و زیبایی خود مشغول تزئین هستی.
ز روی آینه آن پشت پاست روشنتر
گمان بری که به خورشید پشت پا زدهای
هوش مصنوعی: نگاهی به آینه بینداز و ببین که پشت سرت، روشنتر از چیزی که فکر میکنی است. گمان نکن که با نادیده گرفتن این روشنایی، میتوانی به خورشید پشت پا بزنی.
حریف دشمن و اقبال او سلیم نهای
ازین چه سود که بر سر پر هما زدهای
هوش مصنوعی: تو در برابر دشمن و بخت او، به خوبی قرار نداری. از این وضعیت چه سودی میبری وقتی که فقط به ظاهری راضی هستی و در عمق مسائل غافلی؟