برگردان به زبان ساده
در چمن ای بلبل از برگ و نوا افتادهای
از گلی گویا تو هم چون من جدا افتادهای
هوش مصنوعی: ای بلبل، در چمن تو از آواز و برگ افتادهای، به نظر میرسد که تو هم مانند من از گل جدا شدهای.
ترک خون خوردن کن ای دل، رحم کن بر حال خود
چون سبوی می به یک پهلو چرا افتادهای
هوش مصنوعی: ای دل، به خود رحم کن و از غم و اندوه دست بردار؛ مانند سبویی که به یک سمت افتاده و نمیتواند راست بایستد، تو هم در این وضعیت چرا ماندهای؟
سالها ای رهزن دین در طلب بودم ترا
کامشبم در دست چون دزد حنا افتادهای
هوش مصنوعی: سالها در جستجوی تو بودم، ای فرصتطلب دین. حالا که تو را به دست آوردهام، مثل دزدی هستی که به دام افتادهاست.
دستگیری رهروان را بهتر از توفیق نیست
نیستی موسی، چه در فکر عصا افتادهای؟
هوش مصنوعی: کمک به مسافران راه، از رسیدن به هدف اهمیت بیشتری دارد. تو موسی نیستی که در اندیشه عصا باشی.
از غم افتم همچو نقش پا به خاک رهگذر
هرکجا چون خویشتن بینم ز پا افتادهای
هوش مصنوعی: از اندوه به حالتی درمیآیم که مانند رد پای کسی بر خاک مسیر هستم. هرجا که خودم را میبینم، گویی که دیگر کسی بر زمین افتاده است.
همچو عنقا به که سر در زیر بال خود بری
از هوس تا کی به دنبال هما افتادهای
هوش مصنوعی: مانند پرندهای افسانهای، بگذار که زیر بال خودت، از آرزوها و هوسها دور باشی. تا چه زمانی به دنبال پرندهای دیگر میروی؟
در تلاش وصل او داری عجب حالی سلیم
از پریشانی به فکر کیمیا افتادهای
هوش مصنوعی: در کوششی که برای رسیدن به او داری، جالب است که سلیم از حالت ناپایداریاش به فکر جادوی کیمیا افتاده است.