برگردان به زبان ساده
سحر زان شمع باشد تاب خورده
که او شب باده در مهتاب خورده
هوش مصنوعی: صبح، نور آن شمعی است که در شب، با نوری از مهتاب به میگساری نشسته است و به همین خاطر میدرخشد.
دلم بی نغمه ذوق از می ندارد
گل ما آب از دولاب خورده
هوش مصنوعی: دل من بدون آواز و شادی، از می لذت نمیبرد، مانند گلی که آب از سر دوش نمیگیرد.
بود پرورده ی سرگشتگی دل
چو گوهر آب از گرداب خورده
هوش مصنوعی: دل پرورش یافته از سردرگمی و بلاتکلیفی مانند جواهری است که از عمق گرداب به دست آمده است.
ازان زاهد ندارد ذوق گلشن
که دایم باده در محراب خورده
هوش مصنوعی: این زاهد از لذتهای باغ و گلستان بیبهره است، چون همیشه در محل عبادت خود مشغول نوشیدن شراب است.
ز بی تابی گل این باغ گویی
که آب از شبنم سیماب خورده
هوش مصنوعی: با بیتابی گل این باغ به نظر میرسد که گویی از شبنم نقرهای آب نوشیده است.
مخورمی چون تراغم در کمین است
گران خیز است صید آب خورده
هوش مصنوعی: احتیاط کن و در دام نرو، زیرا وقتی سر برمیآوری و خوشحال هستی، خطر در کمین است و این ممکن است برای تو گران تمام شود.
سلیم از می دلم خرم نگردد
چه داند باده را، خوناب خورده
هوش مصنوعی: سلیم اگر از شراب دلم شاد نشود، او که طعم تلخ زهر را چشیده، چه چیزی از باده و شادی میداند؟