برگردان به زبان ساده
گلی دارم ز رنگ و بو برهنه
سهی سروی چو آب جو برهنه
هوش مصنوعی: من گلی دارم با رنگ و بویی دلانگیز، همچون درخت سروی قد بلند که در کنار آب زلال و شفاف ایستاده است.
ز هندوزادگان طفلی که باشد
دوان چون شعله بر هر سو برهنه
هوش مصنوعی: در سرزمینی از هند، کودکی به سرعت در حال حرکت است و مانند شعلهای که به هر سمت میتابد، درخشان و بیپرده به نظر میرسد.
چو حرف دوستان سبز ملیحی
ولی چون طعنه ی بدگو برهنه
هوش مصنوعی: سخنان دوستان شیرین و دلنشین است، اما صحبتهای بدگویان زشت و عریان به نظر میرسد.
چو شاخ سوسنش اندام عریان
چو ساق سنبلش بازو برهنه
هوش مصنوعی: اندام برهنه او مانند شاخ سوسن است و بازوهایش همچون ساق سنبل نمایان و زیباست.
به صد پرده نهان از شرم او گل
چو آیینه ولی خود، رو برهنه
هوش مصنوعی: به خاطر شرم او، گل مانند آیینه در زیر پردههای پنهان قرار دارد، اما خودش بدون هیچ پوششی نمایان است.
چو جوگی، شعله ی آتش نشسته
به خاکستر ز عشق او برهنه
هوش مصنوعی: مانند یک زاهد، شعلهی آتش بر روی خاکستر نشسته و از عشق او عریان و بیپوشش است.
ز آب جلوه اش تا بگذرد کبک
دو پا را کرده تا زانو برهنه
هوش مصنوعی: برای اینکه زیبایی و جلوه آب دیده شود، کبکی هر دو پا را تا زانو بیپوشش کرده است.
سلیم از دل برون کن خار حسرت
که آمد یار و پای او برهنه
هوش مصنوعی: به نگرش مثبت و بدون حسرت، دل را از دردهای گذشته خالی کن؛ زیرا محبوب آمده و او با پای برهنه در میان ماست.