برگردان به زبان ساده
نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو
چه روی گاه سوی گنجه و گاهی باکو؟
هوش مصنوعی: دلی شاد در این دنیا پیدا نمیشود، ای دوست. گاهی به سوی خزانههای زیبایی میرویم و گاهی به باکو.
طرفه عهدی ست، که انگشت تحیر شده است
آشنای همه لب، همچو نی تنباکو
هوش مصنوعی: عهدی شگفتانگیز وجود دارد که همه آشناهای لبها را به حیرت انداخته، درست مانند نی تنباکو که در دستان کسی دمیده میشود.
ای که از لطف، نگهدار همه دل هایی
دل یاران همه بر جای خود است، از ما کو؟
هوش مصنوعی: ای کسی که از عطایت، همه دلها را حفظ میکنی و محبت یاران را بر جا نگهمیداری، ما کجاییم که در این دلخوشیها و زیباییها نباشیم؟
به سفر می روم و بسته به دل مهر وطن
رشته ای از پی باز آمدنم چون ماکو
هوش مصنوعی: به سفر میروم و در دل، محبت وطن را احساس میکنم، مانند رشتهای که به من یادآوری میکند تا دوباره به وطن برگردم.
نعمت هند فراوان بود، اما نرود
یاد گیلان ز دل و حسرت نان لاکو
هوش مصنوعی: نعمتهای بسیار و متنوعی در هند وجود دارد، اما در دل من یاد گیلان و حسرت نان لاکو همیشه باقی میماند.
با غم آن به که بسازیم درین دور سلیم
بوده زین پیش نشاطی به جهان، حالا کو؟
هوش مصنوعی: بهتر آن است که با غم خود کنار بیاییم، زیرا در این زمان آرامش و سادگی وجود داشته، اما حالا خبری از شادی و نشاط در جهان نیست.