برگردان به زبان ساده
بسته کمر کینم، از قبضه کمان او
در کشتن من تیغش، افتاده به یک پهلو
هوش مصنوعی: با عشق و قدرتی که دارم، به جنگ و نبرد میروم. سلاح او به حدی قوی است که حتی توانسته است مرا به زمین بزند.
چون سرو سوی مسجد آمد به نماز، اما
می خورده و چون غنچه آید ز دهانش بو
هوش مصنوعی: وقتی که مثل یک سرو خوش قامت به سمت مسجد میرود تا نماز بخواند، اما در واقع مینوشد و از دهانش مانند غنچه عطر و بوی خوش میتراود.
بیماری چشمش را تعویذ چو بنویسند
از پرده ی چشم آرند خوبان ورق آهو
هوش مصنوعی: اگر برای درمان بیماری چشمش تعویذی بنویسند، زیبایی ها از پشت پرده ی چشمش مانند ورق آهو (گوزن) به نمایش درمی آید.
پایم ز طلب فرسود تا زانو و کار من
صورت ز جهان نگرفت چون آینه ی زانو
هوش مصنوعی: من به خاطر آرزوها و خواستههایم به شدت خسته و ناتوان شدهام، بهطوری که پایم تا زانو از پا درآمده است. اما کار من از تأثیرات جهانی و واقعیتهای زندگی بیبهره مانده است، مانند آینهای که فقط تصویر زانو را نشان میدهد و از دنیای بیرون خبری ندارد.
نزدیک شده نسبت با آن کمرم از ضعف
در پوست نمی گنجم از شوق همین چون مو
هوش مصنوعی: به خاطر شوق و احساس عمیقم نسبت به او، بدنم از ضعف به هم ریخته و به قدری لطیف و نازک شدهام که حتی در پوست خودم هم نمیگنجم.
چون شام سلیم آید، ایام قدح نوشی ست
فیضی ندهد در روز، ساغر چو گل شب بو
هوش مصنوعی: زمانی که شب آرام و دلپذیر فرا میرسد، روزها دیگر نوشیدن شراب خوشی ندارد، زیرا مثل گل شب بو، که شبها عطرش را پخش میکند، در روز نمیتوان آن حال و هوای خاص را تجربه کرد.