برگردان به زبان ساده
از پی اسرار خود، کم با کسی پرخاش کن
راز پنهانی که داری همچو گل خود فاش کن
هوش مصنوعی: اگر به دنبال دانستن رازهای خود هستی، بهتر است کمتر با دیگران بحث کنی. رازی که در دل داری، باید مانند گل، با زیبایی و آرامش به نمایش بگذاری.
در گره تا چند داری همچو گوهر آب را
پنجهٔ مژگانی از دریادلی دُرپاش کن
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی در گره و سختی بمانی؟ مانند گوهری که در آب است، با لطافت و دل بزرگت میتوانی زیبایی و درخشانی را به وجود آوری.
زشت اگر گفتم ترا، از من چرا رنجیدهای
صورت خود را ببین و جنگ با نقاش کن
هوش مصنوعی: اگر من از تو تعریف بدی کردم، چرا ناراحت شدی؟ به صورت خودت نگاه کن و با هنرمند تصویرگر خودت به بحث بپرداز.
زاهد آمد، ساقی از آن می که ما دانیم و تو
جرعهای در ساغرش ریز و چو ما رسواش کن
هوش مصنوعی: زاهد آمد و به او میگوید که از آن شرابی که ما میشناسیم، بریز و همچون ما او را رسوا کن.
هیچ کس چون دشمن از حال کسی آگاه نیست
جستجوی آفتاب ای ذره از خفاش کن
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی دشمن از وضعیت و حال فرد دیگری باخبر نیست. بنابراین، ای ذره، به جای اینکه به دنبال نور خورشید باشی، مانند خفاش به جستجوی خود بپرداز.
در دیار هند ازو دیدی چهها دیدی سلیم
نفس خود را سوی کابل بر، به سگ سوداش کن
هوش مصنوعی: در سرزمین هند، هر آنچه را که میخواستی دیدی. حالا سعی کن نفس خود را به سمت کابل (کابل، پایتخت افغانستان) هدایت کنی و آن را به چیزی بیارزش مانند سگ تبدیل کن.