برگردان به زبان ساده
ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی من
بود شکوفه ی پیری، گل جوانی من
هوش مصنوعی: از عمر گذشتۀ من، چه کمبودی بر خوشبختیام تأثیر گذاشته است؟ آیا شکوفههای پیری، به معنای زوال جمال جوانیام هستند؟
چو تب مفارقت از من گزید، می میرم
که آتش است چو شمع آب زندگانی من
هوش مصنوعی: وقتی که درد جدایی به سراغم میآید، مانند شمعی میمیرم که آتش وجودم را میسوزاند و زندگیام را تباه میکند.
چمن به باد خزان داده ام، نمانده گلی
به غیر آبله در دست باغبانی من
هوش مصنوعی: در پاییز، باغم را به باد سپردهام و دیگر گلی جز گلهای آبلهم پیدا نمیشود.
مرا به گلشن وصلت رسانده، نیست عبث
به بال خویش چو طاووس، گلفشانی من
هوش مصنوعی: مرا به باغ محبتت آوردهاند، بنابراین بیدلیل نیست که مانند طاووس به زیبایی خود میبالم و از وجودم زیبایی پخش میکنم.
ز عمر تلخ، پشیمان شدم ز آب حیات
نصیب خضر رهم باد، زندگانی من!
هوش مصنوعی: از زندگی تلخ خود پشیمان شدم و افسوس میخورم که به من سهمی از آب حیات خضر داده نشده است، ای کاش زندگی من نیز به مانند او بود!
سلیم، خون مرا می خورد چو آب آن گل
نتیجه ی عجبی داد باغبانی من
هوش مصنوعی: سلیم مثل آب خوردن، خون من را مصرف میکند و این برای باغبان نتیجهای شگفتانگیز به همراه داشته است.