برگردان به زبان ساده
بهار شد که رود هرکسی به راه چمن
شکوفه رفت ز خلوت به بارگاه چمن
هوش مصنوعی: بهار فرارسیده و هر کسی به سمت چمن میرود. شکوفهها از فضای خلوت و ساکت بیرون آمده و به سوی باغ چمن میروند تا خود را نشان دهند.
بهار شد که ز شوخی دگر سوار شود
به اسب چوب چو اطفال، پادشاه چمن
هوش مصنوعی: بهار فرا رسید و زمان آن است که مانند کودکان، پادشاه گلها بر اسب چوبی خود سوار شود و از شادی و بازی لذت ببرد.
بهار شد که ز خلوت صراحی و مینا
روند از پی طاعت به عیدگاه چمن
هوش مصنوعی: بهار آمد و از دور به سوی عیدگاه چمن، جام و می را به خاطر طاعت و عبادت میآورند.
حریف لشکر خونریز غم نه ایم، ازان
چو خیل سبزه گریزیم در پناه چمن
هوش مصنوعی: ما با لشکر بیرحم غم به مبارزه نمیپردازیم، بلکه مانند گروهی از گیاهان سبز که از خشکی فرار میکنند، در پناه چمن به آرامش میرویم.
ز باغ رفت و فتاد از قفای او چو قفس
هزار رخنه به دیوار از نگاه چمن
هوش مصنوعی: از باغ خارج شد و در پی او افتاد مانند قفس که هزار درز و شکاف بر دیوار چمن دارد.
به عزم کوی بتان، احتیاج سامان نیست
شراب توشه ی این ره بود چو راه چمن
هوش مصنوعی: برای رفتن به جایی که معشوقان در آن حضور دارند، نیازی به تجهیزات و لوازم خاص نیست؛ چرا که عشق و شوق به خودی خود کافی است، و نوشیدن شراب برای این سفر، مانند آب و هوای خوش بهاری است.
سلیم آفت غم را به دل علاجی نیست
خزان نمی گذرد از سر گناه چمن
هوش مصنوعی: دل سلیم نمیتواند درمانی برای غم داشته باشد؛ فصل خزان از گناهان چمن نمیگذرد و بر همیشه تاثیر خود را میگذارد.