برگردان به زبان ساده
در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرون
گر لب غنچه گشایی، سخن آید بیرون
هوش مصنوعی: اگر در غم تو نالهای از پرنده باغ شنیده شود، بدان که اگر لب غنچهای را باز کنی، سخن عشق و احساسات از آن بیرون خواهد آمد.
طرفه حالی ست که دیگر نکند رو به قفا
هرکه چون آب روان زین چمن آید بیرون
هوش مصنوعی: این جمله به وضعیتی اشاره دارد که افراد به سرعت و به آسانی از مکان و موقعیتی که در آن هستند، خارج میشوند و دیگر نمیتوانند به عقب بازگردند. این امر مانند جریانی است که آب از چمن میگذرد و دیگر به حالت اولیه برنمیگردد.
کس ندانست که عنقا به کجا کرد سفر
مرد باید که چنین از وطن آید بیرون
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که پرندهی mythical یعنی عنقا، سفرش را به کجا آغاز کرده است؛ مرد باید ببیند که چگونه چنین مهاجرتی از وطن صورت میگیرد.
از وجودم اثری بس که ضعیفی نگذاشت
چون حبابم نفس از پیرهن آید بیرون
هوش مصنوعی: از وجودم تأثیری به جا نمانده و به اندازهای ضعیف شدهام که همچون حبابی، نفسام به راحتی از تنم خارج میشود.
دوستان هوش ندارد ز می وصل سلیم
مگذارید که از انجمن آید بیرون
هوش مصنوعی: دوستان عقل و درک درستی از خوشی های ناشی از وصال ندارند، بنابراین نگذارید کسی از جمع ما جدا شود.