برگردان به زبان ساده
عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردن
که نیست ننگ گدا، روزی گدا خوردن
هوش مصنوعی: عجبی ندارد اگر زاهدی شراب بنوشد، زیرا نوشیدن شراب برای او عیب نیست. او هم مانند گدایان از روزی خود میخورد.
چو هست باده، غم نان مخور که مستان را
چو گل زیان نهد آب ناشتا خوردن
هوش مصنوعی: وقتی که نوشیدنی وجود دارد، نگران نان نباش. زیرا مستان مانند گل هستند و آب خوردن در حالت گرسنگی به آنها آسیب میزند.
چنان قناعت فقر است سازگار مرا
که چون حباب شوم فربه از هوا خوردن!
هوش مصنوعی: تنها نیازمندی و قناعت من به حدی است که به مانند حبابی میشوم که از هوا پر میشود و با آن زندگی میکنم.
به راه شوق مرا نیست توشه ای همراه
بود چو شعله مدارم به خار پا خوردن
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، توشهای برایم نیست. مانند شعلهای میسوزم و پاهایم بر روی خاری میروند.
صلای باده ی عیشم زمانه داد سلیم
روم به خانه ی دشمن به خونبها خوردن
هوش مصنوعی: زمانی صدای شادی و شراب به گوشم رسید و من، به آرامش و با کمال خونسردی، به خانهی دشمن رفتم تا بهای خونم را بپردازم.