برگردان به زبان ساده
آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن
طره ی خود را ببین، فکر پریشانی بکن
هوش مصنوعی: آینه را بردار و به موهای خود نگاه کن، و به یاد روزهایی که حیران و سردرگم بودی، فکر کن.
ما ز حال خویش چشم از دشمنی پوشیده ایم
گر تو سر را دوست داری، فکر سامانی بکن
هوش مصنوعی: ما از وضعیت خود به خاطر دشمنی چشمپوشی کردهایم. اگر تو علاقهمند به سرنوشت خود هستی، بهتر است که برنامهریزی مناسبی انجام دهی.
این زمان خود راحتی داری، ز عریانی منال
چون شوی گلچین باغی، فکر دامانی بکن
هوش مصنوعی: این زمان تو آرامشی داری، نگران عریانی من نباش! اگر میخواهی مانند گلچینی از باغ لذت ببری، به فکر پوشاندن دامن خود باش.
چون غزال وحشی از معموره مجنون می رمد
گر تو هم دیوانه ای، سیر بیابانی بکن
هوش مصنوعی: وقتی غزالهای وحشی از محیط شهری به دور میروند، اگر تو هم دلباختگی و جنونی داری، به بیابان برو و سفر کن.
فصل گل بگذشت، بگذر جانب گلشن سلیم
گر نچینی گل، تماشای گلستانی بکن
هوش مصنوعی: فصل گل گذشته است، پس به سمت باغ خوشبو برو. اگر هم گلی نمیچینی، حداقل از زیبایی باغ لذت ببر و به تماشای گلها بنشین.