برگردان به زبان ساده
هزار خانه خرابی به شهر و ده دارم
هوای وادی مجنون به دل گره دارم
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که شاعر در زندگیاش با مشکلات و ویرانیهای زیادی روبهرو است، اما دل او همچنان به سمت عشق و جستجوی احساسات عمیق گرایش دارد. عشق و شور و شوقی که در دلش دارد، او را به سوی دنیایی دیگر میکشاند که پر از عشق و جنون است.
به صیدگاه دعا، کو غزال مقصودی؟
که تیر بر سر دست و کمان به زه دارم
هوش مصنوعی: دعا و امیدواری مثل صیدگاهی است که من دنبال غزالی هستم که به دلم نشسته. در حالی که تیر و کمان در دست دارم، من آمادهام تا به هدفم برسم.
جنون به سلسله آراست بس که اعضایم
گمان برند که در تن مگر زره دارم
هوش مصنوعی: من به جنون خود پروانهوار آراستهام، بهطوری که اعضای بدنم گمان میبرند که تنها زرهای در بدن دارم و هیچ چیز دیگری نیست.
تمام عمر ز بیم خزان درین گلشن
چو غنچه برگ گلی چند در گره دارم
هوش مصنوعی: تمام عمرم را به خاطر ترس از پاییز در این باغ صرف کردهام، مانند غنچهای که چند گل را در دل خود پنهان کرده است.
بلاست طالع شهرت سلیم، ورنه به عشق
هزار داغ من از داغ لاله به دارم
هوش مصنوعی: مرگ و بدنیا آمدن و تقدیر سلیم از نظر شهرت و نام آوری موضوعی ویژه است، اما در کنار این موضوع، من به خاطر عشق خود هزار زخم و درد دارم که از زخمهای لاله (گل سرخ) هم بیشتر است.