برگردان به زبان ساده
لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم
گریه ای سر کن که یار بی وفاداری سلیم
هوش مصنوعی: سکوت نکن و از دل ناله کن، چون میدانم با من ناامیدانه رفتار میکنی. یک گریه کوچک بکن، چون دوستت وفادار نیست.
با جفای او به غیر از این که سازی چاره نیست
گر ز کوی او روی، دیگر کجا داری سلیم
هوش مصنوعی: با ظلم و بدرفتاری او، جز این راهی وجود ندارد که به سازش با این وضعیت روی بیاوری. اگر از کوی او دور شوی، دیگر کجا میتوانی فردی پاک و سلیم باشی؟
از حقیقت نیست ناخشنود رفتن زین چمن
گر نداری گل به کف، خاری به پاداری سلیم
هوش مصنوعی: ناراحت نیستم از اینکه از این باغ میروم؛ اگر گلی در دست ندارم، لااقل خارهایی را که در دستانم است، تحمل میکنم.
در طلسم حیرت از سرگشتگی افتاده ای
بند بر دل همچو سنگ آسیا داری سلیم
هوش مصنوعی: در حالت سردرگمی و حیرت به سر میبری و مانند سنگی در آسیاب، دل تو نیز به شدت در فشار است.
بخیه ای بر چاک های سینه ی مجروح زن
دست پنداری که چون گل در حنا داری سلیم
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن یک زن مجروح است که زخمهایش شبیه به چاکهایی در سینهاش به نظر میرسد. فردی که به او نگاه میکند، انگار لذت میبرد و احساس زیبایی میکند، همانطور که وقتی گل را در حنا میگذارد، زیبایی آن را مشاهده میکند. به نوعی، میتوان این معنا را دریافت کرد که با وجود زخمها و دردها، زیبایی و ظرافت همچنان وجود دارد.
از برای عافیت بار گرانجانی مکش
این زره تا چند در زیر قبا داری سلیم
هوش مصنوعی: برای راحتی و سلامت خود، به خاطر بار سنگین دل آزرده نشو و این زره را تا کی بر تن کن؛ زیرا تو در زیر این پوشش، آرامشی داری.
عشق تکلیف تهیدستان به مستی می کند
از حرارت میل آب ناشتا داری سلیم
هوش مصنوعی: عشق به شکلی خاص افرادی که در شرایط سخت و ناتوانی هستند، به شادی و شوق میآورد. این احساس قوی و عمیق مانند حالتی است که از گرمای تمایل به مایعات در زمان تشنگی ناشی میشود و آدمی را به حالت سلیم و سالم میرساند.
سر به زیر بال خود بر، همچو مرغان قفس
چند درسر، سایه ی بال هما داری سلیم
هوش مصنوعی: سر خود را زیر بال خود بگذار، مانند پرندگان در قفس. چندتایی در سر داری، اما سایهی بال پرندهی بزرگ و آزاد را نیز بر خود حس میکنی.
کی به طوف کعبه و بتخانه قانع می شود
در طلب پایی تو چون دست گدا داری سلیم
هوش مصنوعی: کیست که به طواف کعبه و بتخانه راضی شود، وقتی در جستجوی توست؟ چون تو دستی مانند دست یک گدا داری، در حالی که او سلیم و پاک است.
خوش دلی بر صحبت عمر سبکرو بسته ای
آشیان در سایه ی مرغ هوا داری سلیم
هوش مصنوعی: در دل خوشی و شادابی، به زندگی بیخیالی روی آوردهای و مانند پرندهای آزاد در سایهای از آرامش و آسودگی، جایگاه خود را ساختهای.
عشق را با فقر در یک پیرهن جا داده ای
آتشی پنهان به زیر بوریا داری سلیم
هوش مصنوعی: تو عشق را در کنار فقر قرار دادهای و در باطن، آتش و حرارتی پنهان را زیر جامه خود نهفتهایی.
نیست بیم از فتنه ی روباه بازان جهان
جای تا در سایه ی شیرخدا داری سلیم
هوش مصنوعی: از فتنه و ترفند افرادی که مانند روباه هستند نترس، به شرطی که در زیر سایه یک مرد بزرگ و با ایمان مثل شیر خدا قرار داشته باشی و آرامش و اطمینان داشته باشی.