برگردان به زبان ساده
گهی با وصل و گه با حسرت دیدار میسازم
چو آیینه به هر صورت که افتد کار، میسازم
هوش مصنوعی: گاهی با وصال و گاهی با آرزوی دیدار، مانند آیینهای هستم که به هر شکلی که پیش بیاید، سازگار میشوم.
چو سیل اندیشه از پست و بلند روزگارم نیست
به پیشم هرچه میآید، به خود هموار میسازم
هوش مصنوعی: مثل سیل، افکار و عقاید مختلف از هر گوشه زندگیام میگذرند. اما هر چیزی که به سراغم میآید را به طوری سازماندهی و منظم میکنم.
به کف سررشتهای از کفر یا اسلام میباید
اگر تسبیح رفت از دست، با زنار میسازم
هوش مصنوعی: اگر در دستانم رشتهای از کفر یا اسلام باشد، اگر تسبیح از دستم بیفتد، با کمربند (زنار) آن را درست میکنم.
درین گلزار، تاب انتقام روزگارم نیست
چو آتش گل نمیباید مرا، با خار میسازم
هوش مصنوعی: در این باغ، تاب و توان انتقام روزگار را ندارم، زیرا مانند آتش، گل نمیخواهم و با خارها کنار میآیم.
نمیدانم که چون میبایدم اصلاح خود کردن
سرم آشفته گردیدهست و من دستار میسازم
هوش مصنوعی: نمیدانم چطور باید خودم را اصلاح کنم، سرم به هم ریخته است و من در حال تلاش برای مرتب کردن اوضاع خودم هستم.
سلیم از کس نیم ممنون یاری در سر کویش
نمیخواهم هما، با سایهٔ دیوار میسازم
هوش مصنوعی: من به هیچکس نیازمند نیستم و انتظار یاری از کسی را ندارم. در کنار دیوار سایهام را دوست دارم و با آن میسازم.