برگردان به زبان ساده
روم چو از سر کویش، نمیرود پایم
چو آب میروم و همچو ریگ بر جایم
هوش مصنوعی: وقتی که از کنار کوچهات عبور میکنم، پایم را از زمین برنمیدارم. مانند آبی که جاری میشود، حرکت میکنم و مانند ریگ، بر جای خود ثابت میمانم.
به راه شوق، نشان تا ز نوک خاری هست
ز برگ لاله و گل، پا نمیخورد پایم
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، نشانی وجود دارد و تا زمانی که از گل و لاله خاری وجود دارد، پاهایم حرکت نمیکند.
ز عشق بس که پریشانم، اهل عالم را
تمام موعظه همچون حدیث دانایم
هوش مصنوعی: از شدت عشق، چنان درهم و برهم شدهام که تمامی نصایح و پندهای دنیا را بهخوبی میفهمم.
چو قطره خاطر جمعی ندادهاند مرا
به راه عشق پریشان چو سیل دریایم
هوش مصنوعی: هرگز به من اجازه ندادهاند که به آرامش خاطر برسم، در مسیر عشق به شدت گمگشتهام و مانند سیل دریا سرگردان هستم.
زبان طعنه مبادا که بر تو بگشایند
مباش همره من جان من که رسوایم
هوش مصنوعی: هرگز اجازه نده که کسی به تو طعنه بزند. با من همراه نباش، زیرا من آبرویم را از دست دادهام.
کشید از قدمم خار راه او ایام
چو شمع رفت برون جانم از کف پایم
هوش مصنوعی: راه او با دشواریهایی همراه است و مانند شمعی که در حال ذوب شدن است، جانم از دستم رفته و کنترل بر روی خود را از دست دادهام.
سلیم پنجهٔ مژگان ز بس مرا افشرد
چو خار خشک نماندهست نم در اعضایم
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و دلربا مرا آنچنان تحت تأثیر قرار داده که مانند خار خشک، دیگر هیچ رطوبتی در وجودم باقی نمانده است.