برگردان به زبان ساده
جام می در کف ز کوی او جدایی میکنم
بر سر خود خاک با دست حنایی میکنم
هوش مصنوعی: در دستم جامی از شراب دارم و از محله او فاصله میگیرم. بر سر خود خاک میریزم و با دستانی که رنگ حنا دارد، این کار را انجام میدهم.
گر به سامان جهان، وصلش به من سودا کنند
آنچه دارم میدهم، دیگر گدایی میکنم
هوش مصنوعی: اگر به من برسانند که میتوانم به همه چیز دنیا دست یابم، من تمام داشتههایم را میدهم و باز هم احساس نیاز و گدایی میکنم.
ارغوان گل میکند در باغ ما از زعفران
چهره لعلی از شراب کهربایی میکنم
هوش مصنوعی: در باغ ما گلهای ارغوان شکوفا میشوند، و من با زعفران، چهرهای زیبا و درخشان مانند لعل میسازم که در آن رنگ طلایی شراب دیده میشود.
چشم بر آداب رسمی تا به کی دارد کسی
شکوه از همشهریان روستایی میکنم
هوش مصنوعی: چشمانم به رسوم و آداب رسمی دوخته شده و تا چه زمانی باید از همشهریان روستایی شکایت کنم؟
عشق طاعت برنمیتابد، سلیم از بیم خلق
گر نمازی میکنم گاهی، ریایی میکنم
هوش مصنوعی: عشق نمیتواند پذیرای اطاعت و فرمانبرداری باشد. من از ترس مردم، گاهی نمازی میخوانم که در واقع برای خودم نیست و نوعی تظاهر است.