برگردان به زبان ساده
بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام
تنها بیا تو نیز که تنها نشسته ام
هوش مصنوعی: بر سر راه وعده، ای گل زیبا، من به تنهایی نشستهام. بیا و به من ملحق شو، زیرا که من به تنهایی اینجا هستم.
از بس ز سبزه ی چمن آزار می کشم
گویی به روی ریزه ی مینا نشسته ام
هوش مصنوعی: از آنقدر که از چمن زنده و سرسبز آزار میبینم، حس میکنم که بر روی دانههای ریز مینا نشستهام.
از موج فتنه، گر بنشینم به روی سنگ
دارم گمان آن که به دریا نشسته ام
هوش مصنوعی: اگر در میان مشکلات و سختیها، بر روی یک سنگ بنشینم، همچنان تصور میکنم که در دریا نشستهام.
تیر هوایی ام که ز بس بی تعلقی
هرجا نشسته ام، به سر پا نشسته ام
هوش مصنوعی: من مانند یک تیر پرواز کردهام که به خاطر بیتوجهیام، در هر جایی که نشستهام، در حقیقت ایستادهام.
از سر هوای گوشه ی عزلت نمی رود
گویی به سایه ی پر عنقا نشسته ام
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من از علاقه و اشتیاقی که به تنهایی و دوری از دنیا دارم، دست نمیکشید. انگار در مکانی خاص و دوستداشتنی قرار دارم که هیچ چیز نمیتواند مرا از آنجا بکشاند.
چون شیشه، روی صحبت احباب با من است
هرجا دو کس نشسته، من آنجا نشسته ام
هوش مصنوعی: من مانند شیشهای حساس هستم و در مکالمات دوستانم حضور دارم. هرجا که دو نفر با هم نشستهاند، من هم آنجا هستم.
دایم چو آفتاب درین انجمن ز شرم
بینم ازان به زیر، که بالا نشسته ام
هوش مصنوعی: من همیشه مانند آفتاب در این جمع هستم و از شرم نمیتوانم به زیر نگاه کنم، زیرا بالا نشستهام.
درمان درد خویش طلب کن ز من سلیم
امروز من به جای مسیحا نشسته ام
هوش مصنوعی: درد خود را از من بخواه، چون امروز من مانند مسیحا در اینجا نشستهام و میتوانم به تو کمک کنم.