برگردان به زبان ساده
چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
که پیش هر خس و خاری چو گل نداری کف
هوش مصنوعی: چون غنچهای که در گرهی بسته شده، باید مراقب خود بود و ارزشهای خود را حفظ کرد؛ چرا که اگر مانند گل، توانایی خود را نداشته باشی، در برابر هر خس و خاری آسیبپذیر خواهی بود.
چه سود آب ز دریا چو ابر بخشیدن
کرم ز آبله دست خویش کن چو صدف
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که آب دریا را به ابر ببخشیم، در حالی که میتوانیم با دستان خود کارهای خوب و ارزشمندی مانند صدف انجام دهیم.
به دست مطرب از اصلاح خاطر من شد
پر از غبار، چو غربال خاک بیزان دف
هوش مصنوعی: از نوازنده، دل من پر از غبار شد، مانند غربالی که خاک را از بیگی جدا میکند.
بهار شد که ز میخانه باده نوشان را
به سوی باغ پرد چون تذرو جام از کف
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و آنهایی که به میخانه میروند، مانند پرندگان به سوی باغها پرواز میکنند، درست مثل اینکه جام را از دستشان برمیدارند.
چه شد اگر طرف غیر را زمانه گرفت
مرا به دعوی عشقت بس است حق به طرف
هوش مصنوعی: اگر زمانه به دشمنان من افتاده و مرا محاصره کرده، مهم نیست؛ برای من همین کافی است که به خاطر عشق تو، حق با من است.
سلیم ناله ی من تیغ چون برافرازد
سپر کشد به سر خویش آسمان چو کشف
هوش مصنوعی: اگر صدای من مانند تیغی تیز و برنده به هوا برآید، آدمی باید از سر خود حفاظت کند، چون که آسمان نیز مانند یک پرده در برابر آن آشکار میشود.