برگردان به زبان ساده
دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
گرچه از خورشید لبریز است دامانم چو زلف
هوش مصنوعی: همواره به خاطر شانس بدی که دارم، درگیر خودم هستم. گرچه مانند زلف، زیباییها در وجودم وجود دارد، اما در عین حال، سایههای ناخوشایندی نیز دامان من را گرفته است.
باعث زیب جمال گلرخانم همچو خال
مایه ی آرایش حسن عروسانم چو زلف
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهی معشوقم مانند خال روی صورت، نمادی از زیبایی عروسهاست و شبیه به زلف او که جلوهای خاص دارد.
در پریشانی بود جمعیت آشفتگان
من صلاح کار خود را خوب می دانم چو زلف
هوش مصنوعی: در بین افرادی که در حال بیسامانی هستند، من راه درست و مناسب خود را به خوبی میشناسم، مانند زلفی که به زیبایی خود را درست کرده است.
نیستم آزاد از قید محبت یک نفس
خانه زاد دودمان حسن خوبانم چو زلف
هوش مصنوعی: من به خاطر محبت، یک لحظه هم آزاد نیستم، و مانند زلفها به خانواده و نسل حسن و خوبان وابستهام.
هیچ کس هنگامه ی جمعیتم بر هم نزد
از سیه بختی خود دایم پریشانم چو زلف
هوش مصنوعی: هیچ کس به خاطر جمعیت من به هم نمیریزد؛ من همیشه به خاطر بدشانسیام آشفتهام مانند موی پریشان.
میرود هر عضوم از آشفتگی سوی دگر
در هوای او سلیم از بس پریشانم چو زلف
هوش مصنوعی: هر بخشی از وجودم به خاطر آشفتگی در جستجوی اوست، در حالی که من به شدت پریشان هستم، مانند زلفی که در هم پیچیده است.