برگردان به زبان ساده
کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف
دماغ کو که کند کس به کار عالم صرف
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که من میخواهم عمرم را مانند جم در مینوشی بگذرانم، چرا که نمیتوانم فکر کسی را در جهان صرف کنم. به عبارت دیگر، او به دنبال لذتهای لحظهای است و نمیخواهد وقتش را با دغدغهها و کارهای دیگران تلف کند.
مرو به کعبه که می بایدت خمار کشید
شراب می شود اینجا چو آب زمزم صرف
هوش مصنوعی: به کعبه نرو که برای مستی باید نوشید، اینجا شراب مانند آب زمزم جاری میشود.
ترا به گلشن روحانیان سروکار است
درین چمن چه کنی آبرو چو شبنم صرف
هوش مصنوعی: تو در دنیای روحانیون و معنویات مشغول هستی، پس در این دنیا که پر از زیباییها و جذابیتهاست، چرا باید نگران آبرو و اعتبار خود باشی، مثل شبنم که میدرخشد و به راحتی از درختان میافتد؟
ز باد دستی ما خضر را نصیبی نیست
که چون حباب کند عمر را به یک دم صرف
هوش مصنوعی: به خاطر نفوذ و قدرت ما، خضر (نماد زندگی جاویدان) نتوانسته بهرهای ببرد، چرا که زندگی مانند حبابیست که در یک لحظه متلاشی میشود.
نسیم گل به من آرد ز دوزخ و گوید
که در بهشت مکن عمر همچو آدم صرف
هوش مصنوعی: نسیم گل از دوزخ به من خبر میآورد و میگوید که در بهشت، عمر خود را مانند آدم، تلف نکن.
علاج زخم دلم ای طبیب مفت نشد
که خونبهای ترا کرده ام به مرهم صرف
هوش مصنوعی: ای طبیب، زخم دلم درمان نشد، چراکه برای مرحم زدن به آن، خون بهایت را پرداختهام.
چو گل به خنده کسی هرگزم ندید سلیم
به گریه عمر مرا شد چو شمع ماتم صرف
هوش مصنوعی: مثل گل، هرگز کسی را ندیدم که به خنده باشد؛ ولی سلیم، به خاطر حال خودم، مثل شمعی که در سوگ میسوزد، همواره در گریه و اندوه هستم.