برگردان به زبان ساده
چون کند در انجمن تاب رخش روشن چراغ
پرتو خود را به دور اندازد از روزن چراغ
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و جذابیت چهرهاش در جمع دیده میشود، مانند چراغی در تاریکی میدرخشد و نورش را به اطراف میپراکند.
بس که بعد از سوختن هم گرم دارد تب مرا
می کند آیینه از خاکسترم روشن چراغ
هوش مصنوعی: بعد از اینکه سوختم و ناراحت شدم، همچنان حرارت درونم باقی مانده و آتش احساساتم را زنده نگه داشته. حتی آینهای که از خاکستر من ساخته شده، میتواند روشنایی و نور را به نمایش بگذارد.
گر گریبان را گشاید بر نسیم، از عقل نیست
آنکه چون فانوس دارد در ته دامن چراغ
هوش مصنوعی: اگر کسی دامنش را در برابر نسیم باز کند، نشاندهندهی فقدان عقل اوست، زیرا او مانند فانوسی است که در انتهای دامنش چراغی دارد.
برنیامد کامم از عقل و جنون در عاشقی
نه ز گلشن گل به کف دارد، نه از گلخن چراغ
هوش مصنوعی: در عشق نه عقل مرا به خواستهام رساند و نه جنون، چون عاشق نه از باغ گل چیزی به دست آورده و نه از آتش گلخن نوری دارد.
بی می ناب از دماغم دود می خیزد سلیم
این چنین باشد چو خالی گردد از روغن چراغ
هوش مصنوعی: وقتی که می ناب نداشته باشم، دود از بینیام بلند میشود. در واقع، وقتی چراغی از روغن خالی شود، چنین وضعیتی پیدا میکند.