برگردان به زبان ساده
از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ
همچو لاله در دلم گرم است دایم جای داغ
هوش مصنوعی: هرگز از ذهنم رفتنی نیست، آن خواسته و آرزوی سوزان. مثل لاله که همیشه در دلم شعلهور است و حس گرما و عشق را دائم حس میکنم.
همچو آن منعم که او زر بر سر زر می نهد
در محبت می گذارم داغ بر بالای داغ
هوش مصنوعی: مانند آن بخشندهای که طلا را بر روی طلا میگذارد، من نیز در عشق، درد و رنج را بر روی درد و رنج میافزایم.
سبزه ای هرگز ز خاک عاشقان سر برنزد
مو نمی روید ازان عضوی که باشد جای داغ
هوش مصنوعی: سبزهای که در زمین عاشقان نمیروید، نشانهای است از عشق و درد. وقتی که جا و مکان عشق در دل کسی باشد، دیگر نمیتوان انتظار رشد و شکوفایی را داشت.
بر سر هرکس گلی دیدم در ایام بهار
در سر شوریده ی من تازه شد سودای داغ
هوش مصنوعی: در فصل بهار، وقتی که گلهایی را بر روی سر هر کسی میبینم، احساساتی تازه و پرشور در دلم زنده میشود و به یاد عشق و آرزوهایی داغ میافتم.
در کمال من ندارد هیچ کس حرفی سلیم
معجز عشق است در دستم ید بیضای داغ
هوش مصنوعی: هیچ کسی در موضوع کمال من نظر و دیدگاه صحیحی ندارد. عشق، مانند یک معجزه، در دستان من وجود دارد و همچون دست خداوندی گرم و پرزور است.