برگردان به زبان ساده
هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
بی نیاز از نمد است آینه ی تجریدش
هوش مصنوعی: هرکسی که شوق تو را در دل دارد، مانند خورشیدی است که به هیچ چیز نیاز ندارد و تجلی خالص او را در آینهای میتوان دید.
در وجودم ز تمنای گلی افتاده ست
خارخاری که به ناخن نتوان خاریدش
هوش مصنوعی: در وجودم، از آرزوی داشتن یک گل، خارهایی وجود دارد که نمیتوانم با ناخن خود آنها را بیرون بیاورم.
هرکه را نیست درین عهد، گره بر ابرو
می نمایند به هم خلق چو ماه عیدش
هوش مصنوعی: هر کسی که در این زمانه دچار مشکلات باشد، دیگران برای او علامتهای ناراحتی یا اضطراب را به وضوح میبینند، گویی که چهرهاش به شکل ماه در روز عید تغییر کرده است.
زین که یک خنده ندانسته درین گلشن کرد
گوش گل سرخ شد از بس که جهان مالیدش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که یک خنده جویا و ناشناخته باعث شد که در باغ گل سرخ، حس و حال خاصی ایجاد شود. به طوری که این خنده و شادی به قدری در فضا پخش شد که تأثیر عمیقی بر گلها و محیط گذاشت.
من و رسوایی ازین پس، که به تن جامه چو گل
آنچنان پاره نکردم که توان پوشیدش
هوش مصنوعی: من و شرمندگی از این به بعد، چون لباسی که به زیبایی گل بود، آنقدر پاره نکردم که بتوانم دوباره بپوشم.
ناقبول است معارض، همه دردم این است
ای خوش آن گربه که طاووس کند تقلیدش
هوش مصنوعی: این پیام بیان میکند که هیچگونه مخالفتی پذیرفتنی نیست و همه درد و رنج من از این موضوع ناشی میشود. به ویژه، خوشا به حال آن گربهای که تقلید طاووس را انجام میدهد.
پرده وقت است که از روی سخن برداریم
مصطکی نیست زبان، چند توان خاییدش؟
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده که از روی کلمات پرده برداریم. نمیتوان به زبان اشاره کرد که چه قدر میتوانیم بر آن تأثیر بگذاریم.
عمر کردیم درین باغ، عبث صرف سلیم
حاصلی هیچ ندیدیم ز سرو و بیدش
هوش مصنوعی: ما در این باغ عمر خود را به هدر سپری کردیم و هیچ ثمرهای از درختان سرو و بید ندیدیم.