برگردان به زبان ساده
خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
سبوی باده به جای سر است بر دوشش
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که نوشیدنی خالص و خوب، مایهی هوش و فکرش شود. او مثل کسی است که به جای سرش، ظرف بادهای را بر دوش دارد.
ز گل مپرس که بلبل چه گفتگو دارد
چه ذوق از سخن آن را که نشنود گوشش
هوش مصنوعی: از گل نپرس که بلبل دربارهاش چه میگوید و چه حسی دارد، زیرا کسی که گوشش این سخن را نمیشنود، نمیتواند این لذت را درک کند.
چو آب هرچه ببیند کسی درین گلشن
برون چو رفت، همه می شود فراموشش
هوش مصنوعی: هر کس که به گلشن میرود و در آنجا به تماشای زیباییها میداند، وقتی که از آنجا خارج شود، همه چیز را فراموش میکند.
اسیر عشق ترا دایم از فناطلبی
شود کفن چو علم پاره بر سر دوشش
هوش مصنوعی: عاشق همیشه در جستجوی محبت و زیبایی است و این جستجو او را از نابودی نجات میدهد، مشابه کسی که علم و دانش را به دوش میکشد و از آن بهرهمند میشود.
ز خنده آب حیات لبش به موج آمد
حدیث تشنه لبان باد زد چو بر گوشش
هوش مصنوعی: از خنده و شادی او، زندگی دوباره به لبش جاری شد و به مانند امواج دریا، داستان تشنگی و درد دلهای باد را با نجوا به گوشش رساند.
جهان به هرکه زبانی چو شمع داد سلیم
در انجمن نتوانند دید خاموشش
هوش مصنوعی: هرکسی که در این دنیا توانایی بیان و سخن گفتن داشته باشد، مانند شمعی در جمع میدرخشد و کسانی که ساکت هستند، نمیتوانند او را درک کنند یا از نورش بهرهمند شوند.