برگردان به زبان ساده
مقیم کوی عشق از قید هر تکلیف آزاد است
به دست طفل، فرمان سلیمان کاغذ باد است
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر عشق زندگی میکند، از هر مسئولیتی رهاست. او مانند یک کودک که در دستانش کاغذی است، آزادانه میتواند فرمانی بزرگ و شگفتانگیز را به اجرا درآورد.
به دولت چون غلامان اهل صورت این لقب دادند
وگرنه نام او در عالم منی خداداد است
هوش مصنوعی: به زندگی و سرنوشت مانند غلامان و خدمتگزاران ظاهری نگاه کردند و آن را به نام "دولت" خطاب کردند، در حالی که در واقع، نام واقعی و حقیقی او در جهان، "خداداد" است.
برای دلخراشی در محبت ناخنی دارم
ز اسباب دو عالم، تیشه ای در دست فرهاد است
هوش مصنوعی: در عشق و محبت، ابزاری دارم که میتواند دل را به درد آورد. همچون فرهاد که تیشهای در دست داشت و با آن بر مشکلات فائق میآمد.
پس از مردن مگر بر خاک من افتد گذار او
مرا صد مصلحت در مرگ همچون خواب صیاد است
هوش مصنوعی: بعد از مرگ من، اگر کسی بر خاکم قدم بگذارد، برای من هیچ اهمیتی نخواهد داشت؛ زیرا مرگ من همچون خوابی است که برای صیاد پیش میآید.
چنانم خاک این گلزار دامنگیر گردیده ست
که موج سبزه بر پای دلم زنجیر فولاد است
هوش مصنوعی: من به حدی در زیبایی و لطافت این گلزار غرق شدهام که عشق و محبت آن مانند زنجیری آهنین بر دل من مستولی شده است.
سلیم از دوری او آنچنان در باغ دلگیرم
که برگ بید پنداری به فرقم تیغ جلاد است
هوش مصنوعی: از دوری او آنقدر غمگین و ناراحت هستم که حس میکنم برگهای بید بر سرم مثل تیغی از جلاد است.