برگردان به زبان ساده
خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
یوسف از خیل اسیران گریبان چاک اوست
هوش مصنوعی: خضر، که نماد زندگی و بهشت است، از لب تشنگان در حال خفگی و آتش درونشان آب مینوشد، و یوسف، که نماد زیبایی و دوستداشتنی است، از میان اسیران با چشمانی اشکآلود و قلبی داغ دیده، میخواهد بر نجابت خود تاکید کند.
گر سری دارم به زلف خوبرویان دور نیست
کز پریشان خاطری پندارم آن فتراک اوست
هوش مصنوعی: اگر به خاطر زیباییهای شخصی دلربا، ذهن من در آشفتگی است، دور از واقعیت نیست که گمان کنم آن دلبند متعلق به خودم است.
بخت آنم کو، که گوید چون رسد بر تربتم
داشتم بی خان و مانی، کشته شد، این خاک اوست
هوش مصنوعی: بخت من خوشحال است که وقتی کسی بر سر مزارم بیاید، بتواند بگوید: من هیچکجا را نداشتم و در این خاک جان باختم، اینجا محلی است که من را در خود جا داده است.
چشم سوزن گریه آلود است از چاک دلم
این سخن را شاهد من رشته ی نمناک اوست
هوش مصنوعی: چشمم از اشک پر شده و مانند سوزن به نظر میرسد. این اشکها به خاطر دلی شکسته است و این احساس درد را میتوان با تارهای نمناک او درک کرد.
در نگیرد صحبت ما با شقایق در خزان
اول مستی ما و آخر تریاک اوست
هوش مصنوعی: در فصل پاییز، گفتگوی ما با شقایق آغاز نمیشود؛ زیرا لذت و سرخوشی ما در آغاز، شبیه به مستی است و در پایان اما خواص تریاک را به یاد میآورد.
نیست آزادی کسی را در جهان غیر از سلیم
هرچه دارد روزگار از بهر جان پاک اوست
هوش مصنوعی: هیچ کس در جهان آزادی واقعی ندارد جز سلیم، زیرا تمام نعمتها و فرصتهایی که روزگار ارائه میدهد به خاطر روح پاک اوست.