برگردان به زبان ساده
امشب که ز بختم به سوی بزم تو راه است
چون شمع، سراپای تنم وقف نگاه است
هوش مصنوعی: امشب که بخت من به سمت مجلس تو میرود، بدنم مانند شمع تنها برای نگاه تو آماده است.
بی ابروی او بس که شب عید ملولم
در دیده هلالم چو پر زاغ سیاه است
هوش مصنوعی: بیابروی او، که من را در شب عید ناراحت کرده، در چشمانم مانند هلال ماه است که پر از تیرگی و سیاهی شده است.
جز نرمی خویشم ز کسی نیست حمایت
آیینه ام و موم مرا پشت و پناه است
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از دیگران دریافت میکنم، لطافت و نرمی خودم است. آینه وجودم نشاندهنده شخصیت من است و موم، به عنوان یک پشتوانه، از من حمایت میکند.
آنجا که به یک شعله بسوزند جهان را
درویش اگر آه کشد، دشمن شاه است
هوش مصنوعی: جایی که یک درویش بتواند با یک ندا و آه خود آتش به جان جهان بیاندازد، باید دانست که او دشمن شاه محسوب میشود.
حاجت چو سلیمم به گلستان کسی نیست
چون شمع مرا شعله گل طرف کلاه است
هوش مصنوعی: وقتی که من به آرامش رسیدهام، نیازی به کسی ندارم. همانطور که شمع برای خود نورانی است، گل هم تنها در اطراف من زیباست و دیگران به فکر من نیستند.