برگردان به زبان ساده
موسم کسب هوا شد که دگر مهتاب است
دور افکن کله ای شمع ز سر، مهتاب است
هوش مصنوعی: فصل برداشت و لذت از زیباییها فرا رسیده است، اکنون که مهتاب در آسمان میدرخشد، نیازی به روشنایی شمع نیست، زیرا نور پایدار مهتاب همهجا را روشن کرده است.
مژه چون خامه ی نقاش طلاکار امشب
هر طرف جلوه کند، تا به کمر مهتاب است
هوش مصنوعی: امشب، مژهها همچون قلم نقاشی است که با طلا طراحی میکند و در هر سو زیبایی میافزاید. تا جایی که مهتاب به کمرش میرسد.
عالم از نور تجلی ست چراغان امشب
برگ گل را به چمن آینه در مهتاب است
هوش مصنوعی: امشب، جهان با نور جلوهگری روشن شده و برگهای گل در چمن مانند آینهای در نور ماه درخشاناند.
جوی شیر است خیابان به چمن پنداری
سرو دامن ز چه برچیده اگر مهتاب است؟
هوش مصنوعی: در خیابان، جوی شیرینی روان است و اگر به چمن نگاه کنی، گویا سروی با دامن بلندی در حال رقصیدن است. حالا اگر شب است و مهتاب میتابد، چرا دامن آن سرو را برچیدهای؟
بازم امشب به سر افتاده هوای صحرا
آن غلامم که مرا خضر سفر مهتاب است
هوش مصنوعی: امشب دوباره یاد سرزمینهای بیابانی به سراغم آمده است. من همان بندهای هستم که سفر نورانی و زیبای ماه را در کنار خضر، راهنمای بزرگ خود، تجربه میکنم.
آنکه چون برق ز ویرانه ی ما می گذرد
شب به بزم دگران تا به سحر مهتاب است
هوش مصنوعی: کسی که به سرعت از ویرانهی ما عبور میکند و شب را در جشن دیگران میگذراند تا صبح مهتاب را ببیند.
روشنی دیده ی ما را ز سواد زلف است
دود در خانه ی ارباب نظر مهتاب است
هوش مصنوعی: نور چشمان ما به خاطر تاریکی زلف محبوب است و در خانه ی کسی که به او نگاه میکنیم، ماه روشنایی میبخشد.
پرتو حسن ترا شعله ی هستی سوز است
خرمن شوق مرا برق خطر مهتاب است
هوش مصنوعی: نور زیبایی تو، شعلهای است که هستیام را میسوزاند و شوق و علاقهام مانند خطر ناگهانی مهتاب روشن است.
شده در هند مرا شمع طرب اختر خویش
مور ظلمتکده را نور شرر مهتاب است
هوش مصنوعی: در هند، وجود من مانند شمعی است که با شادی میدرخشد و ستارهای از خوشبختی را برای خود به ارمغان آوردهام. در این تاریکی، نور من مانند شعلهای از نور ماه، روشنی بخش است.
بس که اجزای من از عشق تو نورانی شد
روزن چشم مرا لخت جگر مهتاب است
هوش مصنوعی: بخاطر عشق تو، تمام وجودم پر از درخشش شده و حالا چشمانم مانند دریچهای روشن و زیبا به نظر میرسد، گویی که قلبم درخشش ماه را به خود گرفته است.
لاله را داغ تو خوشتر بود از سایه ی ابر
شمع را شعله ی شوق تو به سر مهتاب است
هوش مصنوعی: لاله، داغ تو را بیشتر از سایه ابر دوست دارد و شمع، شعله شوق تو را در سر مهتاب مییابد.
شب مهتاب مکن منع من از باده سلیم
چون گلم باعث این دامن تر مهتاب است
هوش مصنوعی: در شب مهتاب مرا از نوشیدن می خوش منع نکن، زیرا وجود من مانند گلی است که تحت تأثیر این نور زیبا قرار دارد.