برگردان به زبان ساده
خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکست
ز موج رعشه به کف ساغر شراب شکست
هوش مصنوعی: عشق و شور وصل، دل مرا از شدت اضطراب و هیجان به شدت شکست. همچون موجی که باعث میشود جام شراب بلرزد و در نهایت بشکند.
پیاله از کف دشمن مگیر، رحمی کن
که استخوان به تن من ز پیچ و تاب شکست
هوش مصنوعی: از دست دشمنان خود چیزی نگیرید، لطفی کنید که بدن من از شدت درد و زخمهای فراوان به تنگ آمده است.
مباش در پی نخوت، نگاه کن که چه دید
چو از غرور، کله گوشه را حباب شکست
هوش مصنوعی: در پی خودپسندی نباش، زیرا زمانی که از خود بزرگ بینی خارج شوی، متوجه خواهی شد که چه چیزی را از دست دادهای، مانند زمانی که حبابی که از غرور به وجود آمده، میترکد و همه چیز را از بین میبرد.
شکستگی زرهی داده شبنم ما را
که از سرایت آن، تیغ آفتاب شکست
هوش مصنوعی: شبنم ما را مثل زرهای شکسته کرده است، به طوری که تیغهای آفتاب هم از شدت تابش آن شکسته و خرد شدهاند.
ز جای رفت دل من ز نام گریه سلیم
بنای خانهٔ ما از صدای آب شکست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر نامی به شدت گریه کرد و این ناراحتی باعث شد که بنیاد زندگیمان به اندازه صدای آب از هم بپاشد.