برگردان به زبان ساده
به نقش طالع ما چشم قرعه حیران است
کتاب همچو گل از فال ما پریشان است
هوش مصنوعی: سرنوشت ما مانند قرعهکشی است که حیرتزده شده و کتاب زندگیمان همچون گلی نابهجا در نتیجهی سرنوشت ما به هم ریخته است.
به خط رسانده بسی عشق ما نکویان را
بیاض دیده ی ما پر ز خط خوبان است
هوش مصنوعی: عشق ما نیکان را به خوبی در کلمههایمان نوشته است و چشمان ما پر از زیباییهای خوبان است.
به وادیی که من از شوق گم شدم، کعبه
سیاه خانه نشینی ازان بیابان است
هوش مصنوعی: در مکانی که من به خاطر شوق و عشق خود گم شدم، کعبه سیاه، یعنی خانه خدا، در میان آن بیابان قرار دارد.
هزار نامه ام از بیم غیر، قاصد را
به زیرپوست چو جلد کتاب پنهان است
هوش مصنوعی: هزاران نامهای که به خاطر ترس از دیگران نوشتهام، مانند جلد کتابی در زیر پوست من پنهان شده است.
محبتی که بود در میان اهل جهان
چو آشنایی دهقان و آسیابان است
هوش مصنوعی: عشقی که در بین مردم وجود دارد، مانند آشنایی بین یک کشاورز و آسیابانی است که با هم کار میکنند.
خوشم که پیر خرابات خوانده فرزندم
که همچنین پدری باب ما یتیمان است
هوش مصنوعی: من خوشحالم که فرزندم با یک پیر دلسوز و مهربان در خرابات (محل خلوت و دعا) آشنا شده است، زیرا او به نوعی پدر یتیمان و تنهاهاست.
خدنگ غمزه بجز قصد اهل دل نکند
حذر که ابروی خوبان کمان شیطان است
هوش مصنوعی: غمز و نیشخند زیبا از روی قصد و نیت دلباختگان دور نمیشود، زیرا ابروی زیبای معشوقان مانند کمان شیطان است که میتواند دل را به راحتی هدف بگیرد.
ز بس که بی رخت افسرده است، پنداری
که اول گل ما آخر چراغان است
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه بدون تو غمگین و پژمردهام، انگار که گل من در اینجا اولین و آخرین جشن نوروزی است.
سلیم سرو سراسر روی هوس دارد
خیال کرده که لاهور هم صفاهان است
هوش مصنوعی: سرو زیبا برای خود تصوری از لاهور دارد که آنجا هم مانند اصفهان تماشایی و دلنشین است، در حالی که واقعیت ممکن است چیز دیگری باشد.