برگردان به زبان ساده
ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست
دیده از نظارهٔ این باغ، چون بادام بست
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن آزادهای که به خاطر دلایل خود، از تماشای این باغ چشم میپوشد و مانند بادامی که در انتظار میماند، خود را از خواستهها و جذابیتهای بیرونی دور نگه میدارد.
از ضعیفی، قوت بی طاقتی با من نماند
ناتوانی بر من آخر تهمت آرام بست
هوش مصنوعی: به دلیل ضعف و ناتوانی، دیگر توانایی تحمل را ندارم و این ناتوانی باعث شده تا دیگران به من تیر اتهام بزنند و زندگیام را آشفته کنند.
با وجود آنکه لبریز شرابم، از خمار
یک دم از خمیازه نتوانم دهن چون جام بست
هوش مصنوعی: اگرچه از شراب سیراب و سرمستم، اما از حال خمار و کسالت نمیتوانم یک دم به آرامش بیفتم، مثل جامی که بسته شده باشد.
صید صیادی نگردیدیم، تا کی می توان
خویش را همچون گره بر حلقه ی هر دام بست
هوش مصنوعی: ما هیچگاه نتوانستیم مانند یک شکارچی به دام بیافتیم، تا کی میتوانیم خود را با وجود همه قید و بندها به هر طعمه و دام وابسته نگه داریم؟
ما کجا و خوشدلی، هرگز نیاساید سلیم
آنکه بر ما تهمت این آرزوی خام بست
هوش مصنوعی: ما چطور میتوانیم به خوشدلی برسیم، در حالی که آدم پاکنفس هرگز نمیتواند به سادگی این آرزوهای بیپایه را بپذیرد که دیگران به ما نسبت میدهند.