برگردان به زبان ساده
سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
دارم دلی که پاکتر از خانه ی خداست
هوش مصنوعی: کجاست خوشحالی و لذت؟ من دلی دارم که خالصتر از خانهی خداست.
گر صد بهار آمده، بیرون نمی رود
فصل خزان به گلشن ما پای در حناست
هوش مصنوعی: اگرچه بارها فصل بهار آمده است، اما پاییز همچنان در باغ ما حضور دارد و از این ویرانی رخت برنمیبندد.
افتادگی به وصل مرا سربلند کرد
بخت سیاه بر سر من سایه ی هماست
هوش مصنوعی: افتادگی و تواضع من سبب شده که به وصل و وصال محبوب برسم. در حالی که سرنوشت تلخی دارم، اما فرشته ی سعادت بر سر من سایه افکنده است.
منصور هرچه هست خود اقرار می کند
از چوب و ریسمان دگر آیا چه مدعاست
هوش مصنوعی: منصور از همه چیز با صداقت صحبت میکند و هیچ چیز را پنهان نمیکند. حالا سوال اینجاست که آیا چیزی غیر از چوب و ریسمان میتواند مدعا یا موضوع اصلی باشد؟
شب های وصل، مضطرب از غمزه می شویم
نادیدنی ست روی عسس، گرچه آشناست
هوش مصنوعی: در شبهای وصال، به دلیل نگاههای عشقآمیز، دلمان پر از اضطراب میشود. هرچند چهرهی نگهبانان برای ما ناشناخته است، اما در دل آشنا به نظر میآید.
ای وای اگر به شکوه زبان آشنا کنیم
مهر خموشی لب ما مهر کربلاست
هوش مصنوعی: آه، اگر زیبایی و قوت گفتار را بشناسیم، نباید سکوت ما را با عشق به کربلا گره بزنیم.
عمرم چو گردباد به سرگشتگی گذشت
خاک وجود من مگر از گرد آسیاست
هوش مصنوعی: عمر من مانند یک گردباد با بینظمی و آشفتگی سپری شد. آیا خاک وجود من تنها از گرد و غبار درو شدن است؟
مجنون عشق در ره آوارگی سلیم
چون سنگ آسیا به سماع از صدای ماست
هوش مصنوعی: مجنون، عاشق در مسیر آوارگی خود، به آرامی و استقامت مانند سنگ آسیابی در حال چرخش است که در اثر صدای ما به جنب و جوش درآمده است.