برگردان به زبان ساده
باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
اشک خونین را رهی بر دامنم افتاده است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد توجهی ناگهانی به خرمن (محل جمعآوری محصول) من جلب شده است و اشکی پر درد و غم از چشمانم بر دامنم چکیده است.
یک سر مویم ز آسیب جنون آسوده نیست
چاک بر هر رشته ی پیراهنم افتاده است
هوش مصنوعی: به خاطر جنون و دیوانگی، هیچ قسمتی از وجودم در امان نیست و آسیب ندیده. هر رشته از لباسهایم پر از چاک و پارگی است.
آخر از کوتاهی خود، بخیه ی زخمی نشد
رشته ی گوهر ز چشم سوزنم افتاده است
هوش مصنوعی: به دلیل نقص در خودم، رشتهی گوهر که از چشمم افتاده، به جراحتی دوخته نمیشود.
طوطی ام، وز بینوایی همچو طوق فاخته
رفتن هندوستان بر گردنم افتاده است
هوش مصنوعی: طوطی من به دلیل فقر و تنگدستی، مانند یک طوق بر گردنم حس میشود و سفر به هندوستان برایم به یک بار و مسئولیت تبدیل شده است.
خواهد از کوی وصال او کند دورم سلیم
آسمان گویا به فکر کشتنم افتاده است
هوش مصنوعی: میخواهد از خط زندگیام دور شود، انگار که آسمان به فکر نابود کردن من افتاده است.