برگردان به زبان ساده
چند نالم، دل ز طبع ناله پردازم گرفت
در قفای سرمه از فریاد، آوازم گرفت
هوش مصنوعی: چند بار باید ناله کنم؟ دل من به خاطر نالهام به شدت ناراحت شده است. در پی این فریادها، صدا و احساساتم تحت تاثیر قرار گرفته و دچار تغییر شدهاند.
همچو مرغ رشته بر پا می گذشتم زین چمن
هر خس و خاری سر راهی به پروازم گرفت
هوش مصنوعی: مانند پرندهای که بر روی پاهایش رشتهای بستهاند، در این چمن حرکت میکردم. اما هر علف و خار در مسیرم مانع پروازم میشد.
من نه آن مرغم که با افسون کسی صیدم کند
غمزه ی سحرآفرین او به اعجازم گرفت
هوش مصنوعی: من مرغی نیستم که به راحتی فریب افسونها را بخورم. زیبایی و جذابیت سحرآمیز او به قدری قوی است که توانسته مرا به دام بیندازد.
در کدام آتش کبابم تا کند آن ترک مست
از ترحم نیست گر از چنگ شهبازم گرفت
هوش مصنوعی: در کدام آتش باید خود را بسوزانم تا آن معشوق بیتابم از روی ترحم به من توجه کند؟ اگر هم شهبازی مرا گرفت، از چنگش آزاد نخواهم شد.
برگرفت انگشت از حرف من و بر لب گذاشت
خوب این دیوانگی از دست غمازم گرفت
هوش مصنوعی: او از صحبت من دست برداشت و انگشتش را بر لبش گذاشت. خوب، این دیوانگی را غمزده از من گرفت.
تازه شد عشقم پس از وارستگی با او سلیم
جسته بودم خوش ز دام زلف او، بازم گرفت
هوش مصنوعی: عشق من پس از آزاد شدن از قید و بندها تازه و زنده شده است. من به دنبال آن بودم که از زیباییهای او لذت ببرم، اما دوباره در دام زلف او گرفتار شدم.