برگردان به زبان ساده
دلم از آبلهٔ غم چو کف سوخته است
جگر از تشنگیام چون صدف سوخته است
هوش مصنوعی: دل من به شدت از غم آزرده و سوخته است، به گونهای که جگرم از شدت تشنگی به وضعی رسیده که مثل صدفی که در آتش سوخته باشد، به نظر میرسد.
عشق را رغبت آمیزش من نیست عجب
میل آتش همه جا بر طرف سوخته است
هوش مصنوعی: عشق برای من جذابیتی ندارد، عجیب اینکه آتش عشق در هر جا خاموش شده است.
ناوک آه من از شعله بود همچو شهاب
پیکر چرخ ازان چون هدف سوخته است
هوش مصنوعی: زخمی که ناوک درد من ایجاد کرده، مانند شهابی در آسمان است؛ چراکه همچون هدفی که سوخته، در اینجا نشانهای از درد و از دست رفتن وجود دارد.
آه ازین شعلهٔ آواز تو مطرب که ازو
هر طرف مینگرم چنگ و دف سوخته است
هوش مصنوعی: ای کاش این صدای زیبای تو، ای سازندهٔ نغمهها، نبود، زیرا هر جا که نگاه میکنم، میبینم که سازها و آلات موسیقی از عشق و شوق سوخته و خراب شدهاند.
دلم از آتش تب آمده در سینه به جوش
نیست تبخال لبم را که کف سوخته است
هوش مصنوعی: دل من از انبوه آتش در سینهام دیگر نخواهد جوشید؛ حتی زخم لبم که نشان سوختگی است، نمیتواند احساس مرا متلاطم کند.
اثر نالهٔ سلیم از دل پر داغ بپرس
شاهد شعلهٔ آواز، دف سوخته است
هوش مصنوعی: از دل پر از درد سلیم، به صدای نالهاش گوش بده. گواهی بر شعلهور بودن احساساتش، صدای دف سوخته است.