برگردان به زبان ساده
جهان ز بی خبران چون مکان گله شده ست
غنیمت است که غم پاسبان گله شده ست
هوش مصنوعی: جهان به خاطر نادانی برخی افراد به وضعیت نزار و نامناسبی دچار شده است. اما این نکته مثبت وجود دارد که درد و غم به مانند نگهبانی برای این وضعیت شده و میتواند از آسیبهای بیشتر جلوگیری کند.
فغان ز پرورش آسمان که این قصاب
برای مصلحتی مهربان گله شده ست
هوش مصنوعی: ای وای از اینکه آسمان چطور انسان را پرورش میدهد، زیرا این جفاکار به خاطر یک هدفی که خود را مهربان نشان میدهد، به گله آسیب میزند.
فغان من ز رکاب هلال پای کشید
که از ستاره رهش در میان گله شده ست
هوش مصنوعی: ناله و فریاد من به خاطر این است که او، مانند هلال قمر، از دوری خود رنج میبرد و گویی ستارهای در میان جمعیت گم شده است.
بتان فتاده همه مست و پاسبان ساقی ست
کجاست گرگ، که یوسف شبان گله شده ست
هوش مصنوعی: تمام بتها دراز کشیده و مست هستند و اوضاع به هم ریخته است. حالا سؤال اینجاست که کجایند گرگها؟ چرا که یوسف، که معمولاً نگهدار گله است، به خود مشغول شده و نتوانسته به وظیفهاش بپردازد.
سلیم این قدر از گرگ غم خبر دارم
که روی دشت پر از استخوان گله شده ست
هوش مصنوعی: من از آنچه بر سر گوسفندان آمده، به خوبی آگاه هستم که دشت پر از استخوانهای آنها شده است.