برگردان به زبان ساده
ز من شکایت آن جورپیشه برعکس است
فغان سنگ ز بیداد شیشه برعکس است
هوش مصنوعی: شکایت آن شخص ظالم از من نادرست است، چرا که درد و رنج من مانند سنگی است که به شیشه میزند و این وضعیت نامناسبی برای من ایجاد کرده است.
صدای سنگ کند رخنه در دل فرهاد
به بیستون وفا، کار تیشه برعکس است
هوش مصنوعی: صدای سنگ، مانند یک زخم عمیق در دل فرهاد اثر میگذارد و در مقایسه با تلاشها و سختیهایی که در بیستون کشید، کار تیشهاش نتیجهی متفاوتی به بار میآورد.
نهال خشک وجود مرا ز موی سفید
چو نخل شمع، درین باغ ریشه برعکس است
هوش مصنوعی: وجود بیحال و بیثمر من مانند درخت خشک و بیثمر است که در میان باغی که مملو از جوانی و سرسبزی است، ریشههایش به شکل نامناسبی در زمین فرو رفته است.
ز دیدن رخ او آتشم فتد در دل
چو آب و آینه، کارم همیشه برعکس است
هوش مصنوعی: وقتی چهره او را میبینم، همانند آبی که در آینه میافتد، آتش در دل من شعلهور میشود، اما همیشه کار من برعکس است.
ره گریز به خاک است از فلک ما را
جز این چه چاره پری را، که شیشه برعکس است
هوش مصنوعی: راه فرار به زمین است، چون آسمان به ما هیچ راه دیگری نمیدهد. پرندهای مانند پری، چه گزینهای دارد جز اینکه در ظرف شیشهای قرار گیرد که بهعکس است.
سلیم، ناله ز راحت کند دلم، آری
به هند زلف بتان، کار و پیشه برعکس است
هوش مصنوعی: دلم از راحت ناله میزند، راستش در هند، زلف معشوقان کار و زندگی به شکل دیگری است.