برگردان به زبان ساده
بیار می که غمم باز در هجوم گرفت
دل شکسته ام از عادت و رسوم گرفت
هوش مصنوعی: بیا و می بیاور که غصهام دوباره به سراغم آمده؛ دل broken من به خاطر عادتها و رویهها شکسته شده است.
به نامه هرچه رقم می کنم پریشان است
حساب کار مرا عقل ازین رقوم گرفت
هوش مصنوعی: هرچه که در نامه مینویسم، اوضاع و احوال عجیبی را نشان میدهد. عقل من از این نوشتهها و حساب و کتابها گیج و سردرگم شده است.
هما ز بیم نیارد برو گذار کند
به خویش مقدم جغدی کسی که شوم گرفت
هوش مصنوعی: هما از ترس به کسی که حالش وخیم است، اجازه ورود نمیدهد و به سمت خود جغدی را میسپرّد.
ملایمت دل بی تاب را چه سود دهد
نشاید آینه ی آب را به موم گرفت
هوش مصنوعی: نرمی و لطافت برای قلبی که بی تاب و ناآرام است، فایدهای ندارد؛ چرا که نمیتوان آینهای از آب را به حالت موم درآورد.
سلیم داشت سر عشق و از هوس غافل
نهاد دام به راه هما و بوم گرفت
هوش مصنوعی: سلیم با خلوص نیت و عشق واقعی به راهی رفت که از هوس و خواستههای دنیایی دور بود و در نتیجه، به مقصدی عالی و ارزشمند رسید.