برگردان به زبان ساده
شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت
برگ جمعیت فراهم کن که برگ تاک ریخت
هوش مصنوعی: فصل پاییز فرارسیده و بهار به رنگ و روی دیگری درآمده است. اکنون زمان آن است که برای جمعآوری و بهرهبرداری از میوهها و نعمتها آماده شویم، زیرا برگهای درخت انگور نیز به زمین ریختهاند.
بر مشامم بوی او هرگاه آمد از نسیم
همچو غنچه از گریبانم به دامن چاک ریخت
هوش مصنوعی: هرگاه نسیمی به مشامم میرسد که بوی او را با خود دارد، مانند غنچهای که از گریبانم به دامن بریزد.
بر بساط این چمن تا همتم دامن فشاند
هر گلی کز خون به دامن داشتم هم پاک ریخت
هوش مصنوعی: در این باغ اگر تلاش کنم و دامن همت خود را بگسترانم، هر گلی که از خون و تلاش من به دامنم ریخته شده است، پاکی خودش را نشان خواهد داد.
رشته همچون موج لرزد بر سر آب گهر
بس که آب روی پاکان را جهان بر خاک ریخت
هوش مصنوعی: رشتهای مانند موج بر روی آب تکان میخورد و به قدری که آب چهره پاکان را بر روی زمین میریزد.
کیسه ی صد پاره ی گل، زر نمی دارد نگاه
هر کجا داغی نهادم، بر دل صد چاک ریخت
هوش مصنوعی: کیسهای از گل که به صد پاره تقسیم شده، ارزش طلا ندارد. هر جا که فشاری وارد کردم، بر دل خودم چاکهای زیادی ایجاد شد.
مانده از آشفتگی دستم ز هر کاری سلیم
خاک بر فرقم غبار این دل غمناک ریخت
هوش مصنوعی: دست من از بینظمی و آشفتگی توانایی کمتری دارد و غبار غم بر پیشانیام نشسته است.