برگردان به زبان ساده
که گفت مشک سیه را قرین ماه کنی؟
چو خال عارض خود روز من سیاه کنی
هوش مصنوعی: کی ممکن است که مشک سیاه را با ماه یکی کنی؟ مگر اینکه لکهی صورت من روز مرا سیاه کند.
فغان که داد دل خود نخواهد از تو کسی
گهی که گوش به فریاد دادخواه کنی
هوش مصنوعی: ای حسرت که هیچکس دلش را به تو نخواهد داد، هرچند گاهی به فریاد کسی که در طلب کمک است گوش بدهی.
به همرهی رقیب از بر تو میگذرم
به این وسیله مگر سوی من نگاه کنی
هوش مصنوعی: من به خاطر رقیب از کنارت عبور میکنم، شاید با این کار توجه تو به من جلب شود.
به اشتباه من از غیر اگر بتابی رخ
چه می شود که مرا با وی اشتباه کنی
هوش مصنوعی: اگر به اشتباه از شخص دیگری که در کنار من است، چهرهام را ببینی، چه اتفاقی میافتد که مرا با او اشتباه بگیری؟
گناه اگر نبود دوستی چه گونه به حشر
نظر به روی شهیدان بی گناه کنی
هوش مصنوعی: اگر گناه وجود نداشت، چطور میتوانی در روز قیامت به چهره شهیدان بیگناه نگاه کنی و به دوستی و محبت آنان بیاندیشی؟
فغان که صبح ندارد شب فراق ای دل
که چاره ی غمش ازآه صبگاه کنی
هوش مصنوعی: ای دل، افسوس که شب جدایی هیچ صبحی ندارد و برای درمان غمهایش تنها میتوانی با آهها و نالههای صبحگاهی خود درمانی کنی.
جدا از آن مه بی مهر کی رواست (سحاب)
که سوی مهر نظر یا به روی ماه کنی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر شخصی به فردی که محبت و عشق ندارد، بیتوجهی کند، چگونه میتواند به کسی که عشق دارد، نگاه کند یا توجه کند. به عبارت دیگر، این جمله به تضاد میان عشق و بیاحساسی اشاره دارد و نشان میدهد که عدم محبت باعث میشود نتوان به زیباییها و محبتهای واقعی توجه کرد.