برگردان به زبان ساده
از او به یاری بختم امید غمخواری
ولی دریغ که بختم نمی کند یاری
هوش مصنوعی: من به این امید که تقدیرم به من کمک کند، امیدوارم کسی به غمخواری من بیاید، اما افسوس که تقدیرم یاری نمیکند.
چه غم ز دیده ی بیدار عاشقان آن را
که نیست یک دمش از خواب ناز بیداری
هوش مصنوعی: عاشقان بیخبر از خواب ناز بیداری، نگران چشمهایی هستند که همیشه بیدارند و دردی برایشان وجود دارد. این غم بر دل آنان سنگینی میکند که کسی را در کنار خود نمیبینند که لحظهای از آن خواب شیرین جدا شود.
به دام تا نفتد صید خود کجا داند
هر آنچه یافته صید من از گرفتاری
هوش مصنوعی: تا شکارچی به دام گرفتار نشود، چگونه میتواند بداند که چه چیزهایی را شکار کرده است؛ صید من از همین گرفتار شدن است.
بر تو خوار بود هر عزیز و عزت تو
بر آن کسان که ندانند عزت از خواری
هوش مصنوعی: هر چیزی که برای تو ارزشمند و گرانبهاست، برای دیگران که اهمیت مقام و جایگاه را نمیدانند، بیارزش است.
پس از هزار عتابم به مدعی بخشید
هزار زخم زد اما یکی نشد کاری
هوش مصنوعی: بعد از اینکه هزار بار به کسی تذکر دادم و او را سرزنش کردم، او به من آسیبهای زیادی زد، اما هیچ کدام از آن زخمها تاثیری نداشت.
بکوش تا دل آزرده ای بدست آید
و گرنه سهل بود از بتان دل آزاری
هوش مصنوعی: سعی کن دلی را که غمگین و ناراحت شده است به دست بیاوری، وگرنه راحت است که از معشوقهها دل آزرده شوی.
تو را که هست بلب معجز مسیح از چیست
که چشم تست چنین مبتلای بیماری
هوش مصنوعی: چرا چشمان تو اینگونه زحمتکش و مبتلا به درد و رنج است، در حالی که تو در حقیقت مانند معجزهای هستی که تنها به خاطر وجود خودت، همه مشکلات را زیر پا میگذاری؟
جدا از مهر رخ او ز آه و اشک (سحاب)
بود چو برق یمانی و ابر آزاری
هوش مصنوعی: بجز عشق چهرهاش، آنچه میسازم فقط درد و غم است، مانند رعد و برق یمنی و ابرهای دردناک.