برگردان به زبان ساده
گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟
گفتا: به درد عشق نکویان شکیب کو؟
هوش مصنوعی: گفتم: صبوری و تحمل تو در دل چه فایدهای دارد وقتی که شوق و حسرت در دل آدمی وجود داشته باشد؟ او پاسخ داد: صبر و تحمل در عشق کسانی که خوب و نیکو هستند، خود درد و رنجی است که باید تجربه کرد.
خوش محفلی که باده ی ناب از سبوبه جام
ریزی بدست خویش و نپرسی رقیب کو؟
هوش مصنوعی: محفل دلانگیزی است که در آن نوشیدنی خالص را از سبو به جام میریزند و در این حال، هیچکس از رقیب یا حریف خود نمیپرسد که کجاست.
زاهد مرا به ترک تو هر دم دهد فریب
یک جلوه زان شمایل زاهد فریب کو؟
هوش مصنوعی: زاهد هر روز مرا به ترک عشق تو وسوسه میکند، اما با یک نگاه از زیبایی تو، او خودش هم فریفته میشود.
هر ناکسی به کوی وی آمد بگفت کیست؟
هر بیدلی که رفت نگفت آن غریب کو؟
هوش مصنوعی: هر انسانی که در مسیر او آمد، پرسید که چه کسی است؟ اما هر کسی که از آنجا رفت، نگفت که آن غریبه چه کسی بود.
ای غیر اگر بدوری او سالها زیم
خوشتر از اینکه از تو بپرسم حبیب کو؟
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر دوری محبوب غمگینی، بهتر از این است که سالها زندگی کنم و از تو بپرسم محبوب من کجاست؟
آن خسته قدر لذت درد (سحاب) یافت
کز درد جان سپرد و نگفتا طبیب کو؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی که از درد رنج میبرد، به قدری از آن خسته شده که حتی برای پایان دادن به دردش نمیتواند به پزشک مراجعه کند. او درد را چنان تجربه کرده که به نوعی از آن لذت میبرد و حتی جان خود را در این مسیر از دست میدهد. بنابراین در حالی که از درد رنج میبرد، نگران این نیست که چه کسی میتواند او را درمان کند.