برگردان به زبان ساده
غافل است آن که از دلم دل او
گوبیندیش ز آه غافل او
هوش مصنوعی: کسی که از دل من خبر ندارد، غافل است و نمیداند که آه و نالهام از غفلت او ناشی میشود.
کرده ام جا به بزم غیر که یار
ناید از شرم من به محفل او
هوش مصنوعی: من در دورهمی دیگر نشستهام، چون نمیتوانم به خاطر شرمم به محفل او بروم.
چون جرس دل فغان کند گویی
بر شتر بسته اند محمل او
هوش مصنوعی: وقتی که دل به شدت ناله و فغان میکند، انگار که بار سفرش را بر روی شتر گذاشتهاند.
هم فلک بود خصم دل هم یار
تا کدامند زین دو قاتل او
هوش مصنوعی: فلک هم دشمن دل است و هم یار؛ حالا باید ببینیم که کدام یک از این دو، قاتل او هستند.
هر چه دارد ز دلبری دارد
جز ترحم که نیست در دل او
هوش مصنوعی: هر چیزی که دارد از محبت و جذابیت، فراتر از احساس ترحم است؛ چرا که در دل او جایی برای این احساس وجود ندارد.
دل چنین کرده کار من مشکل
که خود آسان مباد مشکل او
هوش مصنوعی: دل من به گونهای شده که کارم را دشوار کرده است، تا جایی که نکند خود او آسان باشد.
به که گیرم سراغ دل چو مرا
ندهد کس نشان ز منزل او
هوش مصنوعی: به چه کسی باید مراجعه کنم تا نشانهای از دل محبوبم بگیرم، در حالی که هیچکس نشانی از منزل او به من نمیدهد؟
چون فتد در خیال وصل (سحاب)
عقل خندد به فکر باطل او
هوش مصنوعی: وقتی که خیال وصال به ذهن خطور میکند، عقل به تفکرات نادرست او میخندد.