برگردان به زبان ساده
بندد دل ار چنین خم مشکین کمند او
ای صید دل مجوی خلاصی ز بند او
هوش مصنوعی: اگر دل را چنین کمند خوشبو در بند بکشد، ای صید دل، از بند او رهایی مجوی.
اندیشهای ز چشم بدش نیست زانکه هست
دایم ز خال چهره بر آتش سپند او
هوش مصنوعی: فکر و اندیشهای از چشمهای بد به دور است، چرا که همیشه به خاطر نشانههای زیبایی چهرهاش، در آتش عشق او میسوزد.
اول به کشور دل من تاخت هر که کرد
جولان به جلوهگاه نکوئی سمند او
هوش مصنوعی: هر که با زیبایی و نیکی در دل من وارد شد، ابتدا به سرزمین احساسات من یورش برد و در این راه با جلوهاش به من دلربایی کرد.
گر زاهد آنچه گویدم از روی صدق هست
در من چرا اثر نکند هیچ پند او
هوش مصنوعی: اگر زاهد به راستی از دلش سخن بگوید، پس چرا حرفهایش هیچ تأثیری بر من نمیگذارد؟
خندد به گریهام ز چه یا رب چنین خوش است
با اشک شور شهد لب نوشخند او
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از گریهام میخندد و نمیداند که علتش چیست. ای خدا، چه خوب است که در حالی که اشکهایم جاری است، لبخند شیرین او را میبینم.
جانی بود ز بهر نثارش ولی فتد
مشکل، پسندِ خاطر مشکلپسند او
هوش مصنوعی: جانش را برای فدای او آماده کرده بود، اما کار دشواری است چون او خواستههای خاص و سختگیرانهای دارد.
ما را دلیل کوتهی دست خود سحاب
این بس که دور مانده ز زلف بلند او
هوش مصنوعی: ما دلیل کمبود توانایی خود را میدانیم؛ زیرا مانند ابرهایی که در دوردستها هستند، از زلف بلند او فاصله داریم.