برگردان به زبان ساده
چند خونش رود از دیدهٔ نمناک برون؟
کاش از سینه رود این دل صد چاک برون
هوش مصنوعی: چند بار باید با اشک چشم گریه کنم؟ ای کاش از دل زخمی و پاره پارهام، احساساتم بیرون بریزد.
تو در اندیشه ی خون من و غافل که به حشر
بر نیاید تن صد پاره ام از خاک برون
هوش مصنوعی: تو در فکر انتقام و کینهجویی از من هستی، اما غافلی که در روز قیامت، بدن پارهپارهام از خاک بیرون نخواهد آمد.
چاره ی جور تو بیباک ندانم ورنه
آید آه دلم از عهده ی افلاک برون
هوش مصنوعی: من نمیدانم چطور میتوانم با محنت و سختی تو کنار بیایم، و اگر نتوانم، دل شاداب من از دردش به آسمان پرواز خواهد کرد.
ز آشیان من از اول گذرد هر بادی
که ز گلزار تو آرد خس و خاشاک برون
هوش مصنوعی: هر بادی که از باغ تو وزیدن بگیرد، گذر او از آشیان من هموار خواهد بود.
گر چو من ناله ای از سینه کشد مرغ چمن
خون دل از عوض می چکد از تاک برون
هوش مصنوعی: اگر پرندهای مانند من از دل نالهای سر دهد، از دلش خون میچکد و این حالت به درخت تاک منتقل میشود.
هوس وصل تو بیرون نتوان کرد ز جان
گرچه آید ز تن این جان هوسناک برون
هوش مصنوعی: آرزوی دیدار تو به قدری در وجودم ریشه دوانده که حتی اگر جسمم از این دنیا برود، این longing یا خواسته در جانم باقی خواهد ماند.