برگردان به زبان ساده
کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن
همچو مجنون خویش را بر کوه و دشت آواره کن
هوش مصنوعی: هیچکس به دل نگفته که به زیبایی لیلی نگاه کند و مانند مجنون، خود را در کوه و دشت سرگردان و آواره کند.
سینه ی او را زچاک پیرهن نظاره کن
همچو جیب جان من ناصح گریبان پاره کن
هوش مصنوعی: به تماشای سینه او بپرداز که از چاک پیراهنش نمایان است، مانند اینکه میخواهم جان خود را به راحتی از دست بدهم و با دلنگرانی از ناصح بخواهم که گریبانم را پاره کند.
یا دلم را طاقتی یا رب کز آن بر ناید آه
یا دلش را نرم از آهم چو سنگ خاره کن
هوش مصنوعی: ای کاش یا خدا به دل من قدرتی بدهی که بتواند این درد را تحمل کند، یا دل او را به قدری نرم کن که از نالهام سخت نشود و مانند سنگ سخت نماند.
یا مکش هر ساعتی صد بار ما را یا به ما
آنچه خواهی کرد از جور و جفا یک باره کن
هوش مصنوعی: هر لحظه ممکن است که تو ما را بکشید، پس لطفاً اگر میخواهی بر ما ظلم و ستم کنی، این کار را یکباره انجام بده.
سخت پر خون گشته دل در سینه ام ای دیده باز
چاره ای از گریه در کار دل بیچاره کن
هوش مصنوعی: دل من در سینهام به شدت دچار درد و رنج شده است. ای چشمانم، چارهای جز گریه برای دل ناتوانم نیست.
یک نظر بنمای آن چاک گریبان را به خلق
ور گریبانی ببینی تا به دامن پاره کن
هوش مصنوعی: نگاهی به آن چاک گریبانت بینداز و اگر گریبان کسی را دیدی، به یاد بیفت که آن را پاره کن.
تا نیفشانی به دامن پاره ها ی دل (سحاب)
یک نظر چون من به ماه روی آن مه پاره کن
هوش مصنوعی: تا زمانی که به دامن دلهای پاره و رنجیدهات اندوه نریزی، یک بار هم که شده، مانند من به چهرهی آن ماه نگاه کن و نقابی از زیبایی بر او بزن.